کافي است به دانشگاه تهران ، اميرکبير و شريف و هر مکاني که نتايج کنکور را اعلام مي کنند و خيل عظيم داوطلبان کنکور در آن موج مي زند سري بزنيد تا مسابقه موسسات مختلف را که براي جلب و جذب دانش آموزان پشت کنکوري به رقابتي سخت با هم مي پردازند، شاهد باشيد.
در راسته خيابان منتهي به دانشگاه تهران و کتابفروشي هاي انقلاب به زور انواع کاغذها و پوسترهاي تبليغاتي را به دستتان مي دهند که دعوت به ثبت نام در اين کلاسها مي کنند.
تب کلاسهاي کنکور امروز ديگر از سطح کارشناسي به کارشناسي ارشد کشيده شده است و انواع کلاسها و سوالات طبقه بندي شده آزمون کارشناسي ارشد هر روز به بازار مي آيد. به طور کلي بايد گفت که بازار کلاسهاي کنکور از هر نوعي داغ است.
ا اين وضعيت بعيد نيست چند سال ديگر براي آزمون هاي استخدام ادواري نيز کلاسهاي آمادگي کنکور گذاشته شود! براستي وجود اين همه کلاس و موسسات مدعي تعيين قبولي داوطلبان کنکور ضروري است يا سوئ استفاده از نيازهاي عمومي جامعه است و آيا اساسا اين گونه موسسات داراي وجهه علمي هستند يا خير؟ آيا نظارتي بر اين مراکز مي شود؟
اقتصاد کنکور
کنکور امروزه به يک چالش خانوادگي تبديل شده است چرا که نه تنها خود داوطلبان بلکه خانواده هاي آنان نيز به خاطر آن متحمل فشارهاي مالي و روحي مي شوند.
هزينه مالي ، آن چيزي است که موسسات و آموزشگاه هاي کنکور را به خانواده ها متصل مي کند. يکي از کارکردهاي پنهان کنکور، بروز پديده اي به نام آموزشگاه هاي کنکور است.
در واقع اقتصاد کنکور درون همين موسسات شکل مي گيرد. از يک سو هزينه هاي کلاس و شهريه هاي آن و ديگري هزينه جزوات و کتابهايي که در مراکز عرضه مي شود وجوه مختلف اقتصاد کنکور است.
به عبارتي ديگر امروزه پديده کنکور به نوعي تجارت تبديل شده است و گروهي سودجو با استفاده از فضاي موجود و عطش جامعه براي ورود به دانشگاه از اين وضعيت استفاده مي کنند، به گونه اي که برخي از اين موسسات به دليل سواستفاده هاي اخلاقي پلمب شده اند.
آموزشگاه هاي کنکور بنگاه هاي اقتصادي هستند که حيات آنها منوط به ادامه نظام فعلي برگزاري آزمون هاي سراسري بويژه شيوه طراحي و ارائه سوالات است.
درواقع سوالات چهار گزينه اي شرايط آساني براي مانور آموزشگاه ها، معلمان آنها و ادعاي ايشان درخصوص ارائه کردن راه حل هاي سريع براي پاسخ گفتن به سوالات 2گزينه اي ايجاد کرده است.
طبق نظرسنجي اي که مرکز افکارسنجي دانشجويان ايران (ايسنا) انجام داده 6/31 درصد پاسخ دهندگان در کلاسهاي آموزشگاه هاي کنکور شرکت کرده و 4/68 درصد نيز در اين کلاسها شرکت نکرده اند.
بيشترين شرکت کنندگان در کلاسها مربوط به گروه علوم رياضي و فني بوده (4/39 درصد) و کمترين گروه شرکت کنندگان مربوط به گروههاي هنر (8/8 درصد) و گروه زبانهاي خارجي (3/9 درصد) بوده است.
در اين تحقيق از کساني که در آموزشگاه هاي کنکور شرکت نکرده اند پرسيده شده است چرا در اين آموزشگاه ها ثبت نام نکرده اند که 26درصد معتقد بودند اين کلاسها تاثير زيادي بر قبولي آنها ندارند.
ين گروه و کساني که مانند آنها مي انديشند نقش کتابهاي درسي و مطالعه دقيق را مهمتر از حضور در اين کلاسها مي دانند. 9/18 درصد نيز معتقد بودند هزينه هاي کلاسها زياد است و به اين دليل در اين مراکز شرکت نمي کنند.8/36 درصد هم اين کلاسها را وقت گير مي دانند. درواقع اين گروه اولويت را به روشهاي ديگر مي دهند بدون اين که به طور مطلق آن را رد کنند.
از اين افراد پرسيده شد از اين که در اين کلاسها شرکت نکردند پشيمان نيستند؟ 4/73 درصد آنها که در اين کلاسها شرکت نکرده اند، اصلا پشيمان نيستند فقط 5/7 درصد آنها از اين که در کلاس کنکور شرکت نکرده اند پشيمان هستند. همچنين 3/49 درصد افرادي که سال گذشته در کلاسهاي آمادگي کنکور ثبت نام نکرده اند حاضرند به دوستان و فاميل خود توصيه کنند که در اين کلاسها شرکت کنند.
46درصد آنها نيز حاضر به انجام چنين توصيه اي نيستند.
مقايسه کلاس رفته ها و نرفته ها
مي گويند براي ارزيابي و شناخت هر چيزي بهترين روش آن است که ضد آن چيز را بشناسيم. بنابراين براي شناخت اثرگذاري کلاسهاي کنکور مي توان به مقايسه افرادي که به اين کلاسها رفته اند و گروهي که نرفته اند پرداخت.
براساس اين تحقيق فقط 3/40 درصد افرادي که در سال گذشته در کلاسهاي آمادگي کنکور شرکت کرده اند براي سال آينده نيز در کلاس کنکور ثبت نام خواهند کرد.
تعداد کساني که سال گذشته در کلاس کنکور شرکت کرده و سال بعد در اين کلاسها شرکت نمي کنند، 2/11 درصد بيش از کساني است که امسال نيز در کلاس کنکور شرکت مي کنند. تعداد کساني که سال گذشته در کلاس کنکور شرکت کرده و امسال هم شرکت مي کنند 22درصد از تعداد کساني که پارسال شرکت نکرده ولي امسال شرکت مي کنند کمتر است.
نتايج اين تحقيق نشان مي دهد شرکت در کلاس کنکور آنچنان تجربه موفقي نبوده است تا بيشتر افرادي را که براي يک بار در کلاس کنکور شرکت کرده و موفق نشده اند بار ديگر به اين کلاسها جذب کند.
در برابر اين پرسش که اگر امسال در دانشگاه پذيرفته نشويد و بخواهيد سال آينده در کنکور شرکت کنيد آيا در آموزشگاه ثبت نام مي کنيد؟ 8/37درصد پاسخ بلي و 2/48درصد نيز پاسخ منفي دادند.
نظر کارشناسان آموزشي
دکتر محسن طالب زاده استاد تعليم و تربيت دانشگاه شهيد بهشتي معتقد است وقتي در جامعه کمبود امکانات و منابع نسبت به مساله اي مطرح باشد، هميشه فرصت سوئاستفاده براي برخي فراهم مي شود که متاسفانه اصل اين اقدام را زير سوال مي برد.
حقيقت اين است که کلاسهاي کنکور مي تواند در جهت برنامه ريزي و آمادگي داوطلبان براي موفقيت در آزمون موثر باشد، منتها به دليل رقابت شديد جامعه براي ورود به دانشگاه و محدوديت پذيرش دانشگاه ها، موسسات غير قانوني و غير علمي که از اين وضعيت سواستفاده مي کنند به طور قارچ گونه رشد مي کنند.
به حدي که امروزه تعداد اين گونه مراکز متاسفانه بيش از مراکز علمي است. دکتر قهرماني استاد سنجش و اندازه گيري نيز معتقد است اساسا به لحاظ روان شناسي و نظريه هاي تعليم و تربيت ، اين گونه تبليغات کاذب و تضمين کردن قبولي در مدتي کوتاه و با استفاده از روشهاي ساختگي ، کسي را که داراي ضعف علمي است نمي توان براي قبولي در يک آزمون سخت آماده کرد.
محمود زريني مسوول روابط عمومي مرکز افکار سنجي دانشجويان (ايسنا) در ارتباط با تحقيقي که اين مرکز درباره کلاسهاي کنکور انجام داده به ما مي گويد براساس داده هاي ما رقمي نزديک به 140ميليارد تومان هزينه اي است که موسسات کنکور از داوطلبان دريافت مي کنند. اين رقم به غير از تجارت ساليانه کتب و جزوات آمادگي کنکور و همچنين مبالغي است که در کلاسهاي خصوصي هزينه مي شود.
حال سوال اينجاست اگر عملکرد کلاسهاي کنکور واقعا در قبول شدن داوطلبان موثر است پس بخشهايي از جامعه که فاقد توان مالي لازم براي شرکت در اين کلاسها هستند بايد در اين مبارزه شکست بخورند و فرزندانشان از راهيابي به دانشگاه باز مانند.
اما اگر اين کلاسها موثر نيستند، چرا کنکور به وسيله اي تبديل شده است که منافع سرشاري را نصيب عده اي مي کند.
آقاي زريني در ادامه اظهار مي دارد يافته هاي ما نشان مي دهد بخش زيادي از آنها که به کلاسهاي کنکور مراجعه کرده اند معتقدند در اين کلاسها چيزهايي گفته مي شود که در کلاسهاي درس مدارس گفته نمي شود. در اين شرايط مدارس چه کارکرد مثبتي دارند. پس در مدارس چه چيزهايي به دانش آموزان آموخته مي شود؟
...و براي پايان
متاسفانه کمبود منابع و امکانات در جامعه ما هميشه بستر اقدامات غيرقانوني و کاذب را فراهم کرده است.
کمبود ظرفيت پذيرش دانشگاه ها و القاي اين تفکر در جامعه که راه خوشبختي و موفقيت تنها از
دانشگاه مي گذرد به اين وضعيت دامن زده است.
به نظر مي رسد کنکور به مجرايي تبديل شدن است که والدين و داوطلبان فقط جهان را از زاويه آن مي نگرند و نظام آموزش و پرورش ما نيز ضمن تامين منافع عده اي از برنامه ريزي براي ايجاد راههاي ديگر ارتقا به غير از راه قبول شدن در کنکور، عاجز و درمانده است ، در اين ميان صاحبان موسسات آموزشي کنکور هستند که منافعي عظيم نصيبشان مي شود و تداوم اين نظام آموزشي تنها به نفع آنان است.
مسوولان آموزشي و متخصصان تعليم و تربيت بايد راهکاري جدي براي سيستم آموزشي کشور بينديشند که تقويت بنيادهاي علمي و ساختار آموزشي اولين اقدام در اين زمينه است.
آموزش و پرورش ما به لحاظ کيفي و روشهاي تدريس بايد به درجه اي برسد که دانش آموزان را به گونه اي تربيت کند و آموزش دهد که نيازي به اين موسسات نداشته باشند. در واقع ضعفهاي آموزشي مدارس مهمترين علت رشد قارچ گونه موسسات کنکور است ضمن اين که آموزش و پرورش نيز بر اين مراکز نظارت علمي و حقوقي ندارد.
اين اقدام حداقل آسيبهاي اجتماعي و رواني متاثر از اين کلاسها را کاهش مي دهد در حين اين که بايد پذيرفت حل اين معضل در درون اصلاح ساختار آموزشي کشور جاي دارد.
21آبان 84- جام جم