تشويق نابجا، نردبان ارتقا يا چاه سقوط

 

[محمدصادقپور ]
& كارشناسان امورتربيتى شرطى كردن محبت به كودك را محكوم مى كنند و بر اين باورند كه كودك بايد از ميزان عشق و علاقه والدين به خود آگاه و به آن مؤمن باشد، نه اين كه با هديه هاى بى مورد فرزند را مطيع بار آورند، چون درنهايت هداياى بى مورد كودك را نسبت به هديه بى تفاوت مى كند و يا اين كه كودك مى آموزد كه با اطاعت هاى دروغين، هديه اى طلب كند، به تعريفى ديگر براى صفات مثبت خود نيز طلب اجرت يا رشوه (هديه) مى كند. تشويق و پاداش براى تكرار رفتار مثبت و مطلوب و تقويت آن، بسيار ضرورى است، اما استفاده نا به جاى از آن، به جاى آن كه نردبان ارتقا شود مى تواند چاه سقوط باشد، به ويژه در دوره نوجوانى.
• خانواده هاى بى نظم و ترتيب كه فاقد قوانين مشخص و معين اند، نمى توانند در تربيت فرزندان حرف شنو موفق باشند.
در چنين خانواده هايى تفكر حاكم بر والدين توانايى قانون گذارى ندارد و قادر به نظم بخشيدن و قانونمند ساختن خانواده و روابط ميان اعضاى آن نيست، پس مقررات مشخصى كه فرزند بايد از آن پيروى كند وجود ندارد، جز درخواست ها و نيازهاى والدين كه اين امر نيز در فضاى بى قانون از سوى فرزندان به اجرا درنمى آيد. شخصيت هاى ضداجتماعى، غالباً محصول خانواده هاى نابسامان اند.
• محبت پدر و مادر به فرزندان، بايد به گونه اى باشد كه موجب نابهنجارهاى رفتارى در آنان نشود و از نوازش هاى بى مورد و افراطى، كه موجب لوس شدن فرزندان مى گردد، بايد خوددارى كرد، زيرا بروز چنين عارضه اى، موجب ايجاد خلل در امر تربيت صحيح فرزند مى شود.
اين گونه فرزندان، سعى دارند امور را براساس خواسته هاى خود به پيش ببرند و چون درك و فهم كافى نسبت به اعمال گوناگون و پيامدهاى حاصل از آن ندارند، در نتيجه ممكن است خواستار انجام اعمالى از سوى والدين باشند و يا خود اقدام به اعمالى بدون توجه به راهنمايى هاى والدين كنند كه آثار سوء و زيانبارى براى آنان به دنبال داشته باشد، علاوه بر آن كه محبت بيش از حد به فرزندان مى تواند موجب تقويت روحيه سلطه جويى، پرتوقعى، نازپروردگى و خودپسندى شود.
•كارشناس ارشد مسائل آموزشى و تربيتيى

ايران-10دی87