كودكي من كجاست؟

 فائزه صحبائي

مشاهده كودكاني كه در گرماي تابستان و سرماي زمستان ميان چهارراه‌ها، خيابان‌ها و مسير عبور عابران با سر و روي برافروخته از گرما يا گل انداخته از سرما با چشماني بي‌فروغ و ملتمسانه به دستان و نگاه مردان و زنان شيك‌پوشي كه با اتومبيل‌هاي چند ده ميليوني از مقابل ديدگان‌شان مي‌گذرند، صحنه‌اي بس تاسف‌بار است كه حتي تكرار هر روز آن، ممكن است تلنگري بر انسانيت بزرگ‌ترها نزند .

 

اينان كودكاني هستند كه بنا به جبر و فقري كه سلامت خود و خانواده‌هايشان را تهديد مي‌كند، مجبور شده‌اند محيط گرم خانه و مدرسه را رها ساخته و به ميان خيابان‌ها كشانده شوند، فقري كه از آنها در آينده‌اي نه چندان دور افرادي رنجور، بيكار و احتمالا مجرم خواهد ساخت. آنان مجبورند مسووليت معاش خود و گاه خانواده‌هاي‌شان را برعهده گيرند اما هيچ دخالتي در تعيين سرنوشت خود ندارند، آنها شهرونداني درجه چندم‌اند و از جنس بقيه مردم نيستند .

 

كودكان كار

طبق تعريف، كودكاني كه براي امرار معاش و به دليل ناتواني مالي كار مي‌كنند و معيشت خانواده و سرپرستي خواهر يا برادر كوچك‌تر خود را برعهده دارند، كودكان كار ناميده مي‌شوند .

در دنيا بيش از 352 ميليون كودك كار وجود دارند. براساس گزارش يونيسف، سن اين كودكان بين 5 تا 14 سال است و از هر دو كودك در جهان يك كودك مجبور به انجام كار اجباري و تحت فشار است و اين در حالي است كه تنها دو درصد از كودكان كار و خياباني از خدمات حمايتي نهادهاي دولتي و غيردولتي برخوردارند. طبق آمار سازمان كار )ILO( حداقل 120 ميليون كودك به كارهاي تمام وقت مشغول‌اند كه تعداد آنها در آسيا 61 درصد، آفريقا 32 درصد و در آمريكاي لاتين به 7 درصد مي‌رسد و اين در حالي است كه پيمان‌نامه جهاني حقوق كودك، كار كودكان زير 15 سال را ممنوع اعلام كرده و بهره‌كشي از كودكان به هر نحوي -چه در مناسبات اقتصادي و چه در منازعات سياسي- به شدت منع شده است، اما ما در اقصا نقاط جهان شاهد نقض اين حقوق هستيم. به عنوان مثال مي‌توان به بهره‌كشي كودكان در كشورهايي مانند افغانستان و عراق در منازعات سياسي اشاره كرد .

 

دلايل كار كودك

فقر و بيكاري در ايالات متحده آمريكا يك مساله اپيدمي بوده و آقاي موينيهان، سناتور ارشد نيويورك، به اين نكته اشاره دارد كه نيمي از كودكان سياه آمريكايي پايين‌تر از خط فقر زندگي مي‌كنند و ناچارند براي امرار معاش، تحصيل را رها كرده و به كار مشغول باشند. وي مي‌افزايد: <در سال 1970، 13 درصد خانواده‌ها  تك سرپرست و داراي كودكان كار بوده، ‌در حالي كه اين تعداد هم‌اكنون به بيش از 30 درصد رسيده است و 89 درصد والدين را فقط زنان تشكيل مي‌دهند.> در حيدرآباد، گروه‌هايي 20 نفره وجود دارند كه داراي يك سردسته بوده و كارشان باركشي و تكدي‌گري است. اين گروه متشكل از كودكان پنج تا هشت ساله‌اي هستند كه براي كسب معاش، تلاش مي‌كنند. كشور هند به عنوان صادركننده كودكان كار به ساير كشورها معروف بوده و در مذهب هندو گروه‌هاي 10 تا 15 نفره‌اي وجود دارند كه به تكدي‌گري مي‌پردازند و دولت نيز ساليانه معادل چند روپيه به آنان مي‌پردازد. سن بيشتر آنها زير 13 سال است و بعضي از آنان نيز در كارخانه‌هاي ترقه، فشفشه و كبريت‌سازي مشغول به كارند. در ايران به دليل جمعيت زياد كودكان، ارايه آمار كار مشكلي است، ولي سازمان يونيسف تعداد كودكان كار را از 200 هزار تا يك ميليون نفر تخمين زده است. براساس تحقيقي كه در سال 1382 در منطقه شوش تهران از كودكان كار و خياباني انجام گرفته است، حدود 60 درصد براثر ازهم گسيختگي خانوادگي مجبور به كار شده‌اند و از اين تعداد حدود 36 درصد سيگار كشيده‌اند. بسياري از اين كودكان در اماكني مشغول به كارند كه فاقد امكانات ايمني و بهداشت كار است مانند كارگاه‌هاي آجرپزي، قالي بافي، سفال‌پزي و... كافرمايان معمولا با اين كودكان قرارداد كار نمي‌بندند تا از لحاظ قانوني تحت پيگرد قرار نگيرند. حقوق آنان معمولا نصف و يا به مراتب كمتر از بزرگسالان است و اين در حالي است كه كودكان بايد زودتر از بزرگسالان در محل كار حاضر شوند و محيط را براي آنان آماده سازند و متاسفانه تعدادي از اين كودكان، تنبيه بدني نيز مي‌شوند .

حقوق كودك

طبق ماده 32 پيمان‌نامه جهاني حقوق كودك، كودك بايد در برابر كاري كه رشد و سلامت وي را تهديد مي‌كند، حمايت شود و دولت‌ها بايد حداقل سن و شرايط كار كودكان را مشخص كنند اما مسووليت وضع دشوار ميليون‌ها كودك بي‌سرپرست، تك سرپرست و يا بد سرپرست، كودكان معتاد، مهاجر، جنگ،‌ طلاق و خياباني برعهده چه كساني است؟ طبق اصل سي‌ام قانون اساسي، دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را تا پايان دوره متوسطه براي همگان فراهم سازد، ضمن اينكه دولت ايران با الحاق به كنوانسيون حقوق كودك متعهد شده است كه كودكان را در برنامه‌ريزي‌هاي كلان خود در اولويت قرار دهد. جمهوري اسلامي ايران به كار گماردن كودكان زير 15 سال را طبق ماده 79 خود ممنوع اعلام كرده و متذكر گرديده كه متخلفان با جريمه روبه رو خواهند شد. در معيارهاي ديني ما نيز كودك هديه‌اي الهي ناميده شده كه رشد و تعالي او وظيفه خانواده و سپس جامعه است .

بسياري از كودكان و كارفرمايان با وجود آگاهي از قوانين ذكر شده و به دليل شرايط موجود عرضه و تقاضا، به رغم خطرهاي ناشي از پيامدهاي قانوني، به حداقل دستمزد راضي شده و كارهاي غيرقانوني انجام مي‌دهند. به اين ترتيب، كودكان كار نيروهاي ارزاني مي‌شوند كه به دليل آشنا نبودن با حقوق‌شان و ناتواني‌شان در راه‌اندازي سنديكا و اتحاديه‌هاي صنفي ممكن است كه به راحتي استثمار شده و به راحتي هم اخراج شوند. ضمن اينكه اين كودكان آرزوهاي بزرگي در سر دارند كه اگر اوضاع بر همين منوال ادامه يابد، هرگز به اين شعار زيباي سازمان كار نخواهند رسيد كه <كار كودكان تحصيل است> و شرايط اقتصادي به همراه قوانين ناقص،‌ معصوم‌ترين افراد جامعه را در آينده‌اي نه چندان دور به قربانياني تبديل مي‌كند كه خود زمينه‌ساز جرم‌هاي بزرگ‌تري هستند .

در سال‌هاي اخير چند كشور بزرگ با كمك سازمان بين‌المللي كار و يونيسف، طرح‌هاي بين‌المللي و راهكارهاي مناسبي جهت ريشه كني كار اجباري كودكان ارايه كرده‌اند كه تمامي آنها چهار راهكار زير را دنبال مي‌كنند :

* فراهم كردن آموزش مناسب و رايگان براي همه كودكان

* وضع قوانين مناسب و اطمينان از اجراي آن

* فراهم‌سازي شرايط بهبود زندگي براي كودكان كار

* تشويق جنبش‌هاي اجتماعي عليه كار كودكان

به علاوه، اختصاص درصد ناچيزي از بودجه نظامي كشورها به رشد و آموزش همه جانبه كودكان كار، كمك‌هاي شايان توجهي مي‌كند. طبق آمار ساليانه، بيش از 1200 ميليارد دلار در جهان صرف هزينه‌هاي نظامي مي‌شود.بررسي مسايل كودكان و تدوين برنامه‌هايي جهت حل مسايل آنان از اين نظر حايز اهميت است كه آنان پس از پنج، شش سالگي قسمت مهمي از سال‌هاي عمر خود را كه مصادف با رشد جسمي و رواني آنهاست، در مدرسه صرف كنند. بر همين اساس، عملي ساختن طرح آموزش و پرورش با نام <طرح آموزش براي همه> كه شامل آموزش كليه كودكان خارج از مدرسه است، كمك‌هاي چشم‌گيري به كودكان كار مي‌نمايد.‌ اجراي چنين طرح‌هايي پژوهش و مطالعات دقيقي را مي‌طلبد.توجه و برنامه‌ريزي لازم جهت حذف كار كودكان از طريق بسط آموزش و توانمندسازي خانواده‌ها با كمك نهادهاي مسوول و با همكاري و مشاركت مردم و سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي امكان‌پذير است و پاك كردن صورت مساله از طريق جمع‌آوري كودكان خياباني و كار، كمكي به آنها نمي‌كند.

سلامت-5خرداد86