مهارت‌هايي كه در مدرسه ياد نمي‌گيريم

دكتر ميترا كيواني

دنياي امروز براي رشد و پرورش دانش‌آموزان مشكلات جديدي ايجاد كرده است كه برخي از اين مشكلات را مي‌توان از زبان معلمان و مديران مدرسه شنيد. مهم‌ترين اين مشكلات، سوءمصرف مواد، زورگويي و قلدري و آزار و اذيت را شامل مي‌شود .

تغييرات اجتماعي، فرهنگي و رشد فزاينده فناوري به‌طور چشمگيري فشار و استرس‌هاي زيادي به والدين براي پرورش دانش‌آموزان، به معلمان جهت تعليم و تربيت و از همه مهم‌تر به دانش‌آموزان در مواجهه با اين تغييرات وارد مي‌كند .

براساس پژوهش‌هاي موجود، همه دانش‌آموزان در زندگي خود با استرس‌هاي شديدي روبه‌رو هستند. تقريبا يك پنجم دانش‌آموزان بدون درنظر گرفتن اينكه كجا و چگونه زندگي مي‌كنند، در دوران كودكي دچار اختلالات رفتاري هيجاني مي‌شوند. 10 درصد كل دانش‌آموزان در طول دوره رشد دچار آشفتگي‌هاي رواني مي‌شوند كه با آسيب‌هاي جدي همراه است. اين آشفتگي‌ها عبارتند از: مشكلات يادگيري، مشكلات بهداشت جسماني و سوء مصرف مواد. همچنين سه درصد دانش‌آموزان به بيماري‌هاي روان‌پزشكي مانند افسردگي شديد، افكار خودكشي، مشكلات جدي رواني، اختلال توجه و وسواس دچار مي‌شوند. به همين دليل در اغلب برنامه‌هاي ارتقايي و پيشگيرانه، در نقش وظايف مدارس در بسياري از كشورهاي جهان، دگرگوني‌هاي وسيعي ايجاد شده است. در واقع نقش كلي و غالب مدارس در تعليم و تربيت دانش‌آموزان، شامل آموزش عمومي در دوره‌هاي پيش‌دبستاني، ابتدايي، راهنمايي و متوسطه است كه اين آموزش به لحاظ اينكه به كسب مهارت‌هاي خاص منجر نمي‌شود، نوعي نوعي آموزش عمومي به شمار مي‌رود .

هم‌زمان با آموزش عمومي، مدرسه مسووليت ايجاد و ارتقاي رشد اخلاقي، معنوي، فرهنگي، رواني و جسماني دانش‌آموزان را به عهده دارد و موظف به آماده‌كردن آنان براي تجربه فرصت‌ها، مسووليت‌ها و تجارب زندگي بزرگسالي است. به بيان ديگر نقش و وظيفه آموزش و پرورش، آموزش عمومي و آموزش توام زندگي فردي و اجتماعي به دانش‌آموزان است .

در حال حاضر دانش‌آموزان ما نيازي به يادگيري بيشتري در زمينه مهارت‌ها و رشد توانايي‌هايي از جمله بينش و بصيرت، خودآگاهي، ارتباط برقرار كردن، مذاكره و تصميم‌گيري دارند. آنها نياز دارند تا بتوانند از اين مهارت‌ها در زندگي روزانه خود بهره بگيرند. اينكه چه مي‌خواهند انجام دهند و چه مي‌خواهند بگويند و در موقع لزوم از چه كسي كمك بگيرند، يا چه راهكارهايي را براي حل مشكلات خود به كار گيرند. آنها نياز دارند تا اعتماد به نفس و عزت نفس خود را افزايش دهند .

 

برنامه‌ آموزش مهارت‌هاي زندگي

برنامه‌ آموزش مهار‌ت‌هاي زندگي يك برنامه پيشگيرانه و ارتقايي به شمار مي‌رود. اين برنامه به منظور ارتقاي سطح بهداشت روان و پيشگيري از آسيب‌هاي رواني، اجتماعي تهيه شده است. فرض زير بنايي براي طراحي اين برنامه، پژوهش‌هاي انجام شده درباره آسيب‌هاي رواني و اجتماعي است. بسياري از پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه بيشتر مشكلات و اختلالات رواني و عاطفي، ريشه‌هاي رواني، اجتماعي دارند. به‌طور مثال پژوهش در زمينه سوء مصرف مواد نشان داده است كه مصرف مواد با سه عامل عزت نفس پايين، ناتواني در بيان احساسات و فقدان مهارت‌هاي ارتباطي رابطه دارد، در نتيجه با توجه به علل ايجادكننده و موثر در بروز آسيب‌هاي اجتماعي مانند خودكشي، خشونت، رفتارهاي بزهكارانه و اختلالات رواني مانند افسردگي، اضطراب يا وسواس، متخصصان علوم رفتاري، برنامه‌اي را براي تجهيز توانايي‌هاي شناختي، ذهني و رواني دانش‌آموزان تدوين‌ كرده‌اند .

هدف اصلي برنامه آموزش مهارت‌هاي زندگي بر اين است كه تا به‌وسيله اين برنامه، در خلال آموزش و تحصيل، فرصت‌هايي فراهم شود تا كودكان و نوجوان علاوه بر كسب توانايي خواندن و نوشتن، مهار‌ت‌هاي زندگي را نيز فراگيرند يا فرصت‌هايي براي ديگر افراد جامعه ايجاد شود تا مهارت‌هايي را كسب كنند تا بتوانند درباره خود و انسان‌هاي ديگر و كل اجتماع به‌طور موثر، شايسته و مطمئن عمل كنند .

10 مهارت مهم

به‌طور كلي براي رسيدن به سطح مناسبي از بهداشت روان و غلبه‌كردن بر استرس‌هاي موجود، مهارت‌هاي زيادي مطرح مي‌شود. به‌عنوان مثال مهارت‌هايي كه مربوط به موضوعاتي مانند آموزش شهروندي، والد بودن، شغل‌يابي، برنامه‌ريزي شغلي، يادگيري طولاني‌مدت، ارتباطات، بهداشت و انتقال به دوره نوجواني است كه همه در رسيدن و ماندن در سطح مناسبي از بهداشت روان لازم است اما 10 مهارت اصلي و پايه براي تمام موضوعات بالا، مشترك است. در واقع پايه و اساس برنامه آموزش مهارت‌هاي زندگي، 10 مهارت اصلي و پايه‌اي است. به عبارت ديگر، براي ارتقاي سطح سلامت روان، از 10 مهارت اصلي استفاده مي‌شود .

 

مهارت خودآگاهي

خودآگاهي، توانايي شناخت خود و آگاهي از خصوصيات، نقاط ضعف و قدرت، خواسته‌ها، استرس‌ها و انزجارهاست. براي اغلب ما توصيف ويژگي‌هاي اخلاقي و رفتاري خود براي ديگران كار سخت و دشواري است. به عنوان مثال، ممكن است پاسخ به اين سوال كه چه كسي هستيم؟ سخت و دشوار باشد زيرا اغلب ما فقط درباره ويژگي‌هاي كلي و عمومي خود از جمله سن، جنس، نام خانوادگي، تحصيلات يا وضع شغلي خود صحبت مي‌كنيم و از ويژگي‌هاي شخصيتي و رفتاري خود اطلاعات كافي و مناسبي نداريم. به‌عنوان مثال، نمي‌دانيم كه چه كارهايي را خوب مي‌توانيم انجام دهيم؟ چه ويژگي‌هاي اخلاقي خوب و مثبتي داريم؟ به چه علت مهربان هستيم؟ چه ويژگي‌هاي منفي اخلاقي داريم؟ چه اهدافي براي زندگي داريم؟ چه آرزوهايي داريم؟ علايق و اولويت‌هاي زندگي ما چيست؟ چه چيزهايي ما را ناراحت مي‌كند؟ يا چه چيزهايي ما را خوشحال مي‌كند؟ رشد خودآگاهي به فرد كمك مي‌كند تا دريابد تحت استرس قرار دارد يا نه و اين به طور معمول پيش‌شرط و شرط ضروري روابط اجتماعي و روابط بين فردي موثر و هم‌دلانه است .

 

مهارت هم‌دلي

< هم‌دلي> يعني اينكه فرد بتواند زندگي ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد، درك كند تا بتواند انسان‌هاي ديگر را وقتي با او بسيار متفاوت هستند، بپذيرد و به آنها احترام بگذارد. بسياري از رفتارهاي خشن در سطح جامعه ناشي از نبود مهارت هم‌دلي است. هم‌دلي روابط اجتماعي را بهبود مي‌بخشد و به ايجاد رفتارهاي حمايت‌كننده و پذيرنده، نسبت به انسان‌هاي ديگر منجر مي‌شود. به عنوان مثال، دوستي‌ها، ارتباطات خانوادگي و ساير ارتباطات اجتماعي را تقويت مي‌كند و باعث مي‌شود تا سطح حمايت‌هاي اجتماعي در جامعه افزايش يابد .

 

مهارت برقراري رابطه موثر

اين مهارت به فرد كمك مي‌كند تا بتواند نظرها، عقايد، خواسته‌ها، نيازها و هيجان‌هاي خود را ابراز كرده و به هنگام نياز از ديگران درخواست كمك و راهنمايي كند. مهارت تقاضاي كمك و راهنمايي از ديگران در مواقع ضروري، از عوامل مهم يك رابطه سالم است .

مهارت روابط بين فردي

اين مهارت به ايجاد روابط بين فردي مثبت و موثر فرد با ديگر افراد، كمك مي‌كند. يكي از اين موارد، توانايي ايجاد و ابقاي روابط دوستانه است كه در سلامت رواني و اجتماعي، روابط گرم خانوادگي به عنوان يك منبع مهم حمايت اجتماعي و قطع روابط اجتماعي ناسالم نقش بسيار مهمي دارد .

 

مهارت تصميم‌گيري

اين مهارت به فرد كمك مي‌كند تا به نحو موثرتري درباره مسايل زندگي تصميم‌گيري كند. تصميم‌هايي مانند انتخاب رنگ دفترچه، كفش، انتخاب دوست، انتخاب رشته تحصيلي يا انتخاب شغل. اگر دانش‌آموزان بتوانند فعالانه درباره اعمال‌شان تصميم‌گيري نمايند، جوانب مختلف انتخاب‌ها را بررسي و پيامد هر انتخاب را ارزيابي كنند، به طور مسلم در سطوح بالاتر بهداشت روان قرار مي‌گيرند .

 

مهارت حل مساله

اين مهارت دانش‌آموز را قادر مي‌سازد تا به طور موثرتري مسايل زندگي‌اش را حل كند. مسايلي مانند اختلاف با دوست، پدر و مادر، برادر يا خواهر، يا مسايلي مانند مشكلات تحصيلي، مواجهه با قانون و يا تصادفات. چنانچه مشكلات مهم زندگي حل نشده باقي بمانند، استرس رواني ايجاد مي‌كنند كه به فشار جسماني منجر مي‌شود .

 

مهارت تفكر انتقادي

تفكر انتقادي يا نقادانه، توانايي تحليل اطلاعات و تجارب است. به طور مثال، چقدر تحت تاثير شايعات قرارمي‌گيريم؟ چقدر تحت تاثير تبليغات رسانه‌ها يا حرف‌هاي دوستان خود قرار مي‌گيريم؟ براي قبول يك حرف يا خبر، چقدر تحقيق و جستجو مي‌كنيم؟ آيا راه‌هاي كسب اطلاعات و تحليل آن را مي‌دانيم؟ آموزش اين مهارت، نوجوانان را قادر مي‌سازد تا در برخورد با ارزش‌ها، فشار گروه و رسانه‌هاي گروهي مقاومت كنند و از آسيب‌هاي ناشي از آن در امان بمانند .

مهارت تفكر خلاق

اين نوع تفكر به حل مساله و به تصميم‌گيري مناسب كمك مي‌كند. با استفاده از اين نوع تفكر، راه‌حل‌هاي گوناگون مساله و پيامدهاي هريك از آنها بررسي مي‌شوند. اين مهارت فرد را قادر مي‌سازد تا مسايل را از وراي تجارب مستقيم خود در‌يابد و حتي زماني كه مشكلي وجود ندارد و تصميم‌گيري خاصي مطرح نيست، با سازگاري و انعطاف‌ بيشتر به زندگي روزمره بپردازد .

 

مهارت مقابله با هيجان‌ها

اين توانايي فرد را قادر مي‌سازد تا هيجان‌ها را در خود و ديگران تشخيص دهد، نحوه تاثير هيجان‌ها بر رفتار را بداند و بتواند واكنش مناسبي به هيجان‌هاي مختلف نشان دهد. اغلب مواقع ما حالات و احساسات خود را با دو واژه خوب يابد توصيف مي‌كنيم. به طور مثال، مي‌گوييم كه حال‌مان خوب نيست يا خوشحال هستيم. بيشتر مواقع، از حالات روحي خود به طور دقيق و درست خبر نداريم، به طور مثال، نمي‌دانيم كه عصباني هستيم يا ناراحت؟ نمي‌دانيم كه غمگين هستيم يا كسل و خسته؟ كلمات بسيار زيادي وجود دارد كه احساسات را توصيف كنند. به عنوان مثال غمگيني، اندوهگيني، رنجيدگي، ناراحتي، بي‌حوصلگي، كسلي،خستگي، افسردگي، آزردگي، بي‌تفاوتي، بي‌علاقگي، شرمندگي، خجالت‌زدگي، شادي، حسرت و تعجب ولي ما بيشتر با دو كلمه خوب و بد، احساسات خود را توصيف مي‌كنيم. اگر با حالات هيجاني مثل غم و خشم يا اضطراب درست برخورد نشود، اين هيجانات تاثير منفي بر سلامت جسمي و رواني مي‌گذارند و براي سلامت، پيامدهاي منفي در پي دارند .

 

مهارت مقابله با استرس

اين مهارت شامل شناخت استرس‌هاي مختلف و تاثير آن بر فرد است. به طور مثال اولين روز مدرسه، امتحان، از دست دادن اتوبوس، مشاهده يك فيلم ترسناك، اخراج از كلاس يا مدرسه، صحبت كردن در جمع، اولين روز كاري، قبول نشدن در كنكور، از دست دادن شغل، قرض، بيماري و از دست دادن پدر يا مادر، شناسايي منابع استرس و نحوه تاثير آن بر انسان، فرد را قادر مي‌سازد تا با اعمال و موضع‌گيري‌هاي خود فشار و استرس را كاهش دهد.‌

سلامت-5خرداد86