پيوند خانه و مدرسه |
عمومی - دكتر غلامحسين عدالتي : وضعيت موجود هر جامعهاي نتيجه يادگيري ديروز افراد در خانه و مدرسه است و وضعيت فرداي هر جامعه در نتيجه سرمايهگذاريهايي است كه امروز روي دانايي افراد در خانه، مدرسه و جامعه انجام ميگيرد . يك اصل مهم دانايي ميگويد: آينده يافتني نيست، بلكه ساختني است اگر به دنبال ساختن آينده جامعه هستي بين خانه و مدرسه پل ارتباطي و دانشافزايي بزن و اجازه بده اين پل از جامعه بگذرد . سه ضلع خانه، مدرسه و جامعه وقتي اهداف مشترك تربيتي را دنبال ميكنند و داراي آرمانهاي مشترك، تعريف شده و شفافي بوده و بتوانند توافق عمومي را براي رسيدن به اين اهداف جلب كنند، آيندهاي درخشان خواهند داشت . اگر بين اوليا، مربيان و جامعه ارتباط منطقي، مشاركتجويانه و دوطرفه ايجاد نشود كاركرد اين سه ضلع سه پارهخط جدا افتاده از همديگر خواهد بود . خانواده به عنوان يك گروه نسبتاً بادوام كه به وسيله اجداد، ازدواج، يا توافق، به هم بستگي پيدا كرده و با هم زندگي ميكنند واحدي اقتصادي تشكيل ميدهند، از فرزندان خردسال خود مراقبت و نگهداري ميكنند . در تعريف ديگري از راجرز خانواده چنين توصيف شده است: «خانواده، نظامي نيمه بسته است كه نقش ارتباطات داخلي را ايفا ميكند و داراي اعضايي است كه وضعيتها و مقامهاي مختلفي را در خانواده و اجتماع احراز كرده و با توجه به محتواي وضعيتها، افكار و ارتباطات خويشاوندي كه مورد تاييد جامعهاي است كه خانواده جزء لاينفك آن است، ايفاي نقش ميكند ». كاركردهاي خانواده سه كاركرد اساسي خانواده عبارت است از : 1 - ارضاي نيازهاي عاطفي و رواني مرد و زن؛ يكي از كاركردهاي خانواده علاوه بر توليد نسل كاركرد تعليم و تربيت است . والدين به عنوان نخستين آموزشگران، اساسيترين فعاليتها نظير راه رفتن، سخن گفتن، يادگيري لغات، ابزارهاي انديشيدن، روابط با اشيا و اشخاص، قضاوت درباره خوبيها و بديها و... را در خانه به كودكان ميآموزند . امروز به جرات ميتوان گفت آينده هر كودكي به ميزان دانايي و توانايي اوليا و مربيان يك جامعه بستگي دارد. هر جامعهاي كه والدين توانمند و مربيان كارآمد دارد انسانهاي فرهيختهاي را به جامعه عرضه ميكند كه باعث تعالي جامعه ميگردد . شركاي آموزشي خانواده در جريان تعليم و تربيت با مدرسه شريك ميشود تا به عنوان يك «بال» با
همافزايي و مشاركت مدرسه كمك كند تا فرزندان داناتر و تواناتر شوند و بتوانند در جامعه زندگي كرده و يك قدم بيشتر به خدا نزديكتر شوند . اوليا و مربيان شريك آموزشي محسوب ميشوند. والدين به عنوان اولين مربيان فرزندان بيشترين تاثير را از نظر عاطفي، رواني، فكري و... روي فرزندان دارند . خانواده سالم فرزند سالمي روانه مدرسه ميكند و مدرسه سالم با داناسازي و معرفت بخشي به دانشآموزان آنها را تواناتر كرده و انسانهاي كارآمدي را به جامعه تحويل ميدهد . جامعهاي كه طالب انسانهاي كارآمد است بيشترين نگاه خود را ابتدا به خانه و سپس به خانه و مدرسه دوخته است. به نظر اكثر محققان شخصيت كودك در خانه ساخته ميشود . جامعه به عنوان يكي از مشتريان اصلي نظام آموزشي تلاش ميكند حتي قبل از تولد فرزندان، در خانوادهها، در نحوه ازدواج و گزينش همسر با آموزش دختران و پسران جوان دخالت كرده و براي فرزندان آتي جامعه از هم اكنون پدران و مادران كارآمدي تربيت كند . جامعه اسلامي به دنبال خانواده موفق است كه انسانهاي به تعالي رسيده را به جامعه تحويل دهد . ويژگيهاي خانواده موفق برخي از ويژگيهاي خانواده موفق عبارتند از : 1 - در خانواده موفق، نه تنها مشكلات مورد بررسي قرار ميگيرند و تلاش براي حل آنها صورت ميگيرد، بلكه ظرفيتها و استعدادهاي افراد تا مرز خود شكوفايي مورد استفاده قرار ميگيرد . 2 - در خانواده موفق، توجه افراد، غالباً معطوف به آينده است و در آينده زندگي ميكنند. آنان به هدفي نياز دارند كه توجهشان را به آينده معطوف سازد . 3 - در خانواده موفق، افراد از هويتي پرمعنا، روشن و منسجم برخوردار هستند . 4 - در خانواده موفق، افراد نه تنها به رشد و پيشرفت خويش، بلكه به اعتلاي جمعي اعضاي خانواده ميانديشند و براي تحقق آن، طرح و انديشه جديدي را ارائه ميدهند . 5 - در خانواده موفق، كار و مسئوليت، به زندگي معنا و دوام ميبخشد . 6 - در خانواده موفق، تلاش افراد معطوف به دستيابي به «تجربه والا» است. همكاري و اشتراك مساعي ديگران، تحقق اين هدف را تسهيل ميكند . 7 - در خانواده موفق، تفسير و تعبير وقايع و رويدادهاي زندگي خوشبينانه است و تجربه و فرصتي براي ارزيابي موقعيت در نيل به پيروزي تلقي ميشود . خانواده به تعالي رسيده را اين گونه ميتوان توصيف كرد: خانواده موفق خانوادهاي است كه خدا را ناظر بر اعمال خود ميداند و هر لحظه به ياد اوست . خانواده موفق روي دانايي سرمايهگذاري ميكند تا هزينه ناداني و جهل فرزندان را كه
بسيار گران تمام ميشود نپردازد . در خانواده موفق سه اصل موج ميزند، احترام، اعتبار و مشاركت . در خانواده موفق شيوههاي تربيتي همان شيوههاي انبيا و ائمه اطهار(ع) است . مدرسه كجاست؟ مدرسه نهاد رسمي تعليم و تربيت است، در مدرسه انسان كشف ميشود، شكوفا ميشود، توانمند ميشود و در جامعه به كار گرفته ميشود . مدرسه به عنوان مشتري خانواده عمل ميكند، مدرسه كودكان را از خانوادهها ميگيرد، برروي آنها ارزش افزوده ايجاد ميكند و سپس آنها را به جامعه تحويل ميدهد . مدرسه براي تربيت كردن خيلي دير است چون بسياري از عادتهاي رفتار كودكان در خانه شكل گرفته است . در يك نگاه دورنگرانه مدرسه مكاني است كه والدين آينده هماكنون، در آنجا تربيت ميشوند . نقش سنتي مدرسه به عنوان انتقال دهنده معلومات امروز به نقشهاي چالش برانگيزي تبديل شده است كه با توجه به تحولات شتابنده و سريع جامعه بهويژه عصر ارتباطات ضرورت يك بازنگري در فلسفه وجودي مدارس ايجاد ميكند . دنياي جديد دنيايي پر از تناقضات، پيچيدگيها، تفاوتها و در نهايت كوچك شده است. جامعه از مدرسه انتظار دارد دانشآموزي را به آنجا بفرستد كه بتواند با اين دنيا سازگار شده و آن را اداره كند . مدارسي كه هنوز براي دنياي مرده دانشآموز تربيت ميكنند دانشآموزاني به جامعه تحول خواهند داد كه وقتي آنها به جامعه وارد ميشوند ناتوان از سازگاري با جامعه از خود ميپرسند: اينجا كجاست؟ همشهری |