دغدغه هاي اوقات فراغت جوانان را بازخواني كنيم

روزگار كودكي و نوجواني همه ما به گونه اي با تابستان و روزهاي داغ و رؤيايي آن دمخور بوده است. در بسياري از آثار ادبي جهان و رمان ها، تابستان   سيمايي دوست داشتني دارد و آكنده از رويدادهاي جذاب و فراموش نشدني است. همه ما در طول سال تحصيلي به خصوص در دوره دبستان و راهنمايي و سال هاي نخست دبيرستان، تابستان را انتظار كشيده ايم و آنچه را كه در رؤياهايمان مي پرورانيم، به مراتب زيباتر از واقعيت هايي بودند كه با آنها روبه رو مي شديم. تابستان هاي ما به همين گونه سپري شدند. بعضي از ما تابستان  كار مي كرديم و وقتي مدرسه ها باز مي شد كلي پول داشتيم و حسرت به دل كساني مي ماند كه تابستان را كار نكرده بودند تا چنان پس اندازي داشته باشند. بعضي ها هم مي رفتند چيزهايي ياد مي گرفتند مثل عكاسي، فيلمبرداري، نقاشي و... . سه ماه تابستان فرصت خوبي بود. عده اي هم، فن   مي آموختند؛ مكانيكي مي كردند، ساعت سازي ياد مي گرفتند يا با تعمير راديو و تلويزيون آشنا مي شدند. خلاصه هر كس مطابق ذوق و امكاناتي كه برايش فراهم مي شد، چيزي ياد مي گرفت. اين آموختني ها اما همراه با لذت بود. شروع كار قدري سخت به نظر مي رسيد، اما در محيط كار با آدم ها آشنا مي شديم و به خصوص با هم سن هاي خودمان خيلي زود آشنايي و دوستي به هم مي زديم. تفريح هم داشتيم. استخر مي رفتيم. كوه مي رفتيم. سري به ييلاق مي زديم و كلي هم ورزش مي كرديم. اتفاقاً درست در همان ساعت هاي داغ و خلوت بعدازظهر كه بزرگ تر ها چرتي مي زدند، ما مي رفتيم دنبال ورزش و استخر و تفريح...! دوباره سال تحصيلي كه شروع مي شد برايمان تازگي داشت و با لذت خاصي قدم به كلاس درس مي گذاشتيم. اين تعادل خودبه خودي در زندگي ما شكل گرفته بود . حالا كه سال هاست مي خوانم و مي شنوم كه دغدغه اي به نام اوقات فراغت تابستاني وجود دارد، به اين نتيجه مي رسم كه من و برادر بزرگم كه معلم بود و حالا بازنشسته است، اين اوقات فراغت را خيلي خوب سازمان مي داديم. بي هيچ ادعايي برادرم معلم دوره ابتدايي بود و مي خواند براي ورود به دانشگاه و در يك كارخانه بستني سازي، حسابداري هم مي كرد. من هم اولين كاري كه آموختم ماشين نويسي يا همان تايپ بود و بعد هم برايم كار پيدا شد. هم او پولي درمي آورد و هم من. حالا شايد روزگار عوض شده باشد، اما اگر پايه بر همان اصول بنا شود، مسئله اوقات فراغت هم حل خواهد شد. اكنون تعداد كودكان و نوجوانان در شهري مثل تهران خيلي بيشتر از گذشته است. بهترين راه آن است كه در تابستان و در همين مراكز آموزشي، فرهنگسراها و حتي مساجد، امكانات آموزشي و فناوري گوناگون به صورت رايگان يا با حداقل هزينه براي كودكان و نوجوانان فراهم شود تا هر كس مطابق ذوق و گرايش اش جذب شود، نه آنكه برنامه اوقات فراغت را مثل دارو به كودكان و نوجوانان بخورانيم. اگر برايشان مفيد هم باشد، از آن سر باز مي زنند. عصر ما عصر ارتباطات و پيشرفت حيرت آور دانش ارتباطات الكترونيك است. امكان يادگيري فن ارتباطات جديد مثل كامپيوتر، بايد در سطح بسيار گسترده فراهم شود .
بايد قبل از آن، در مدارس استعدادسنجي شود و كساني كه براي فراگيري  كارهاي فني استعداد دارند با تسهيلات لازم به مراكزي كه امكان آموزش دارند، معرفي شوند. مقدم بر همه اينها، اقتصاد مملكت بايد مبني بر كار و توليد باشد و كارخانه ها و مراكز توليد، وضع درخشاني داشته باشند و شوق كارآموزي براي نسل جوان پديد آيد. ركود بخش توليد به هر دليل و رونق بخش تجاري- دلالي، الگوي مناسبي براي اقتصاد ما و آينده نيست. تأمين اوقات فراغت تابستاني از اين زاويه در خور توجه و تعمق مي باشد. بهترين برنامه فراغت، كارآموزي همراه با تفريح است؛ آن هم مطابق ذوق و استعداد هر فرد و در آن صورت معضلي به نام تأمين اوقات فراغت تابستاني نخواهيم داشت . جوان – 22 تير85